حاضرین در سایت

ما 4 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_counter
mod_vvisit_counterامروز118
mod_vvisit_counterدیروز156
mod_vvisit_counterاین هفته667
mod_vvisit_counterاین ماه461
mod_vvisit_counterکل بازدیدها12093

موزيك

صفحه اصلی
3
2
1

جوابیه آقا سید....
نوشته شده توسط پارادايم   
شنبه ، 13 شهریور 1389 ، 01:28

سلام و خسته نباشید به تمامیه دوستان.

اول از همه تشکر و قدر دانی بسیار زیاد از دوست خوبمون آقا سید و از اینکه جواب شما رو در این مکان به دلیل حجم بالای متن میدم عذرخواهم.

آقا سید فرمودند نقاط منفی و من هم فقط نقاط منفی رو میگم یا بهتره بگم سعی میکنم نظر خواهی کنم.امیدوارم دوستان هم با نظرات خود ما رو در این مسیر یاری کنند.

1- آقا سید فرمودند که باید هدفمون رو اول بشناسیم بعد حرکت کنیم.من هم قبول دارم اما اینجا جای کسی که هدف خودشو نمیدونه نیست؟شاید من خودم نمیدونم یعنی نباید باشم؟

2-آقا سید فرمودند زیر بنای کاری باید مشخص باشه من هم قبول دارم اما اگر این زیر بنا سخت گیرانه باشه آیا افرادی که این سخت گیری رو میبینن بازهم به این سایت رجوع خواهند کرد؟

3- آقا سید فرمودند اساسنامه باید مشخص بشه و هر شخصی میخواست وارد بشه به سایت باید اساس نامه را مطالعه کرده و اگر قبول داشت وارد شود.آیا من که آدم گنه کاریم و هرچه به اساس نامه دقت میکنم میبینم جایی واسه من در اینجا نیست باید برم؟آیا امامان ما هم اینجوری بودند؟

4-آقا سید فرمودند مطالب و نوشته های دوستان.به نظر شما چه مطالبی ما رو به سوی خدا میرسونه؟آیا واقعا حتی عشق و علاقه به سوی خدا انسان رو نمیرسونه؟آیا یک انسان از گنه زیاد و سنگینی بیش از حد گناه دنبال راهی به سوی او نمیگرده؟

5- و .......

اما مندر ابتدا به همین بسنده میکنم چون در همون ابتدا در هدفمون باید تجدید نظر کنیم.راهی برای افراد گنه کاری مثل من توی سایت چیه؟برای افرادی مثل من که هدف خودمو نمیدونم چیه؟اگه کسی هدف نداشت باید چکار کنه؟باید به سایت رجوع نکنه؟میخوام بگم پرواز به سوی او با گرفتن دست هم نظرتون چیه؟مثل همون مثال معروف که میگن همیشه خدا یک پله بالاتر از تو ایستاده نه برای خدا بودنش بلکه برای اینکه دست تو رو بگیره بکشه بالا.ما میگیم امر به معروف و نهی از منکر.نباید ما اینکارو توی سایت به نحو احسنت انجام بدیم؟من خیلی از دوستان رو دیدم که نیاز دارند به درد دل برای گناهی که کردن یا ظلمی که بهشون شده اونا توی سایت باید به کجا  و کی رجوع کنند؟درد دلشون رو به کی بگن؟ما میخوایم یکی بشیم و دست همو بگییریم و بالا بریم.درد دل همو گوش کنیم و باعث بشیم دوستمون خطا نکنه و راهشو بهش نشون بدیم.من با این هدف بیشتر موافقم که بگیم هدف ما پرواز به سوی او با گرفتن دست هم.و یا شناخت خدا با گرفتن دست هم.حتی من که آدم گنه کاریم.نظر شما چیه؟

ببخشید که پر حرفی کردم.موفق و شاد باشید.در پناه خدای مهربون

 
سخن آخر ...
نوشته شده توسط آشنا   
جمعه ، 12 شهریور 1389 ، 21:59

العلم امام العمل ...

همانطور قبلا اشاره کردم برای ایجاد هر پروژه ای ، هر ساختمانی نیاز به یک الگو ، یک نقشه راه داریم ومتذکر شدم که هر نقشه ای دارای قسمت های مختلفی ست که یکی از آنها ریشه ، پی یاهمان زیربنای کار است .

پس تا اینجای نوشته زیربنای پرواز به سوی او روشن ومشخص شد ( اگر که همه دوستان با این زیربنا توافق دارند؟)

پس بعدتوافق باید به قسمت بعدی نقشه رجوع کنیم که همان مصالح و مواد بکارگیری در ساخت آن پروژه وآن ساختمان است  (یعنی مطالب و نوشته های دوستان در پرواز به سوی او )

وهمان جا گفتم که اگر مصالح ومواد بکار رفته در ساختمان از جنس نامرغوب باشد با هر لرزه ی خفیفی دچار تزلزل خواهیم شد .

پس سخن کوتاه

باید مطالب ارسال شده ( ازهر لحاظ فرق نمی کند اجتماعی ، اعتقادی ، عرفانی ، شعر ، داستان و...)   در سایت براساس جهان بینی مشترک ومشخص شده ی سایت وگروه باشد وهر مطلبی که در محدوده ی این جهان بینی نباشد باید بیگانه تلقی شده ، راه را بر آن ببندیم . ( این یعنی هدفمند کردن مطالب همانطور که دوستمان زمستانه به این مطلب اشاره کردند )

وبرای اینکه مطالب مرغوب وخالی از هرگونه خطا و اشتباه باشد باید هر یک از دوستان که در هریک اززمینه ها یعنی تاریخ ، انسان شناسی ، جامعه شناسی ، الهیات ،اسلام شناسی و...تخصص یا آگاهی دارند اعلام آمادگی ودر حوزه عمل خود برای شناخت وآگاهی و بیداری دوستان دست به کار شوند . ودر پرواز به سوی او دلسوزانه ، عاشقانه دوستان را یاری کنند . 

این یعنی تعهد ، احساس درد وروشنگری ...

همانطور که در کلبه انتظار گفتم بعد گذشت دوسال واندی وآشنایی با محیط نت و وبلاگ های مختلف به این نتیجه رسیدم که در بیشتر وبلاگ ها

رنگ و بوی تعهد کم رنگ

احساس درد وروشنگری خاموش

زنگ وطبل بیداری  بی صدا

و...

روح رکود و جمود در محیط آن ها حاکم گشته است

وصدای خروپوف گوشخراش قوم به خواب رفته از بیشتر وبلاگ به گوش می رسد ونوای شیطانی هنر برای هنر ، وبلاگ برای وبلاگ ، نوشتن برای نوشتن و... در فضای نت طنین افکن شده است .واین سونامی خطرناک وسهمگین دارد به سمتی می جهد که هرآنچه بر سر راه است را سرنگون و هر آینه مرگ تعهد و عقیده را به دنبال دارد ...

امید است با این روش ومتد کار بتوانیم در بیداری دوستان حتی در فضای گسترده نت و وبلاگ هاچون ابوذر روشنگری کنیم ، نعره ی بیداری سرددهیم ، وهمچنین طبل تعهد را به صدا درآورده در بالای مناره های سر به فلک کشیده فریاد این تذهبون را به گوش قوم به خواب رفته برسانیم ...

تذکرها :

1-    باید همه اعضابا جهان بینی وزیربنای اعتقادی پرواز به سوی او آشنایی کامل پیداکنند وتوافق داشته باشند .

2-   بعد از توافق باید این زیربنا به صورت یک اساسنامه سایت بایگانی شود تا هرکس اراده ی همکاری با گروه را داشت قبل از همکاری  با این اساسنامه موافقت کند و الا ...

3-  نتیجه گیری از مطالب ارسال شده ی دوستان براساس زیربنای اعتقادی:

 نباید بیهوده وبی اهمیت ازکنار آنها گذشت یا همانطور که دوستان گفتند  " نظرات کلیشه ای نباشد  " نظرات باید برپایه ی عقیده وایمان باشد ...

برای همین بعد از دادن نظرها یکی از دوستان جمع بندی کرده تابه نتیجه مطلوب برسیم و قدمی  به سوی او برداریم

4-   مدت زمان معینی ( یک هفته یا یک ماه ...) به یک موضوع مشترک بپردازیم تا تمرکز در کار بیشتر شود .

5-  زمان مشخصی را برای بررسی کارهای انجام شده معین کنیم ( مثال در ماه یک روز مشخص ) تا بینم چقدر به هدف در نظرگرفته شده نزدیک شده ایم

ودر آن روز انتقادات وپیشنهادهای دوستان را برای بهبود کار با گوش دل شنیده ودرنهایت جمع بندی کرده تصمیمات لازم گرفته شود ...

6-  از ارسال مطالب طولانی خودداری کنیم ( حداکثر10 خط) زیرا بیشتر از این  باعث می شود که مطالب به خوبی خوانده نشود و درنهایت سبب خستگی ودلزدگی ...

7-    در انتخاب مطالب بهترین ها و زیباترین ها و نکته دارترین ها ، روشنگر ترین ها ، بیدارکننده ترین ها و... مدنظر باشد ( این همان جوانب کار است ودرتوجه به ظاهر کار موثر است )...

به قول استادم  هرکس که زیبا شناس نباشد علی شناس نیست ...

8 – آشنایی با باورها و فضای فکری فعلی دوستان . این باعث می شود که بفهمیم چقدر از  جهان بینی او فاصله داریم وچقدر باید کار کرد همانطور که یاس سفید اشاره کردند...

ونظرها وبایدهای دیگر ....

در اینجا از همه دوستان به خاطر همه پرگویی ها عذرخواهی می کنم و وتشکر کنم از همه ی دوستان که صبر پیشه کردند وبه حرفهای بنده ی حقیر گوش فرادادند

 سخن آخر

دوست دارم همه دوستان  براین نوشته حاشیه بزنند تا نقاط منفی آشکار شود چون همانطور که گفتم جهت مهمترین بخش کار وحساس ترین نقطه ی عمل است

( تا به سرنوشت عمرسعد ها دچار نشویم )...

یاعلی

 

  

 

 

 

 
ادامه ی جواب شکواییه ...
نوشته شده توسط آشنا   
پنجشنبه ، 11 شهریور 1389 ، 21:41

اگر با فضای فکری مشترک پرواز به سوی او موافقید پس به ادامه ی مطلب باتمام دقت تامل کنید :

...آدمی که مکتب دارد ، درباره ی همه ی مسائل زندگی ، اعتقادی ، ادبی ، هنری ، تاریخی می اندیشد ودرباره ی همه ، یک قضاوت هماهنگ ومتناسب باعقیده وایدئولوژیش دارد.

هر مکتب اعتقادی باید دارای یک زیر بنای اساسی ویک سنگ زیرین ، یک عمود خیمه ای باشد که همه ی عقایدش بر روی آن استوار است وسنگ زیربنای هر مکتبی عبارت است از جهان بینی ( فضای فکری آن مکتب )

بنابراین مکتبی که معتقد است : جهان ، خدایی دارد وشعور واحساس وحسابی وکتابی دقیق وانسان فردا سرنوشت امروزش را می بیند وپاداش وکیفیر عملش را می بیند ، یک جهان بینی است ، وبراساس همین جهان بینی است که می گوید : پس زندگی باید این باشد وانسان آن وباید چنین کرد وچنین بود وتو اینی ودیگران آن ومعنی حیات وجامعه واخلاق و زشت وزیبا و حقیقت وباطل این است ....( دکتر شریعتی )

پس سنگ زیربنای پرواز به سوی او شناخت جهان بینی مکتب اوست یعنی همان طرز تلقی مکتب او از جهان وهستی واز انسان که چیست وچه باید باشد ؟ واز جامعه ایده آل مدنظر او ؟ واز سیر تاریخی ...

بنابراین( به نظر من)

زیر بنای فکری سایت پرواز به سوی او ( جهت )

جهان بینی

فلسفه تاریخ ( کشف سیر تاریخی  )=  خلقت (ازکجا آمده ام آمدنم بهر چه بود)

+

انسان (چیست  وچه باید باشد)= خلیفه الله( آگاهی ، آزادی ، آفرینندگی)

+

جامعه  ( چیست وچگونه باید باشد)= مدینه فاضله یا جامعه مهدوی ( اتوپیا)

 

=

ایدئولوژی

 ( چگونه ای ؟ چه میکنی ؟ چه باید کرد ؟ چه باید بود ؟)

"من عرف نفسه فقد عرف ربه "

.......

....

...

.

وصال به او

تفکروا

شب قدر است شب تفکر ...

( یک لحظه تفکر برابر هفتاد سال عبادت ... )

ادامه دارد ...

( نوشته بعدی رنگ وبوی عمل دارد )

منتظر نقد ونظرهای شما هستم ...( ببخشید از این همه پرگویی)

 
دعای روز 22رمضان الکریم
نوشته شده توسط احسان کاظمی   
پنجشنبه ، 11 شهریور 1389 ، 16:46

دعاى روز بيست و دوم:

اَللّهُمَّ افْتَحْ لى فيهِ اَبْوابَ فَضْلِكَ، وَاَنْزِلْ عَلَىَّ فيهِ بَرَكاتِكَ، وَ وَفِّقْنى فيهِ لِمُوجِباتِ مَرْضاتِكَ، وَاَسْكِنّى فيهِ بُحْبُوحاتِ جَنّاتِكَ، يا مُجيبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرّينَ.(1)

ـــــــــــــــــ
1-مفاتيح نوين، صفحه 790.

 
پروردگار حقیقی
نوشته شده توسط مجید بهفر   
چهارشنبه ، 10 شهریور 1389 ، 23:34

اگر تو بخواهی خداوندی را باور داشته باشی که اصولا به چیزی نیاز دارد و اگر آنچه را که نیاز دارد دریافت نکند می رنجد و تنبیه می کند ، بنابراین تو در انتخاب خویش پروردگاری را جهت پرستش خود برگزیده ای که پروردگار حقیقی نیست . در واقع شما هم بندگان دروغین خداوند هستید

 
ادامه ی جواب شکواییه ...
نوشته شده توسط آشنا   
چهارشنبه ، 10 شهریور 1389 ، 19:37

....( هر عمل مستحکمی در پرتوی هر فکر و ایده ی قوی و استواری نهفته است)

پس تا اینجای نوشته همه به داشتن جهت مشترک به سوی او موافقید؟

بنابراین برای پرواز به سوی او باید از طریق یک کانال مشترک ، یک گذرگاه یکسان ویک قبله ی مشترک راهی آسمان شد .

این است که اوامر او هیچ گاه بی دلیل و حکمت نیست . یک جهت مشترک یعنی اتحاد ، یعنی همبستگی ، یعنی محبت ویعنی دوستی ...

پس باید برروی این سنگ بنا بحث ها ، نظرها ، ایده ها مطرح شود تا براساس آن  نظر جهت مشترک ایده ال گروه مشخص شود تا آماده ی پرواز به سوی سرزمین دوست شویم

راستی همانطور که اشاره کردم باید ایده ها ونظرها براساس اسلام دست نخورده وناب باشد ، منطقی ، قوی ، محکم ...

از این به بعد به مطلبی می خواهم بپردازم که بسیار مهم و بسیار حیاتی در کارهای گروهی است ، به این خاطر می گویم بسیار مهم برای اینکه تمام توجهی که تا الان به این نوشته داشته اید از این به بعد هم عنایت کنید .

بایک مثال شروع می کنم :

اگر متنی را پنج و نیم میلیارد آدم روی کره ی زمین بخوانند پنج و نیم میلیارد فهم متفاوت صورت می گیرد.چون هر فردی بر حسب اسکماتای خودش(مجموعه ای از تجربیات دانسته ها خاطرات وآموخته های هر فرد در طول دوران زندگی اش) می فهمد.مثلا اگر در کودکی بخار کتری انگشت شما را سوزانده و خاطره ای در شما تولید کرده باشد. اینک در فهمیدن متن آن خاطره به کمک شما می اید.متن خوانده شده در ما تولید فهم می کند و فهم  منجر به حس می گردد. ( آراد )

واین همان

فضای فکری خاص هرفرد است .

همانطور که در کلبه انتظار مطرح کردم هرکس در عالم وبلاگ نویسی با توجه به فضای فکری خود ، وتجربیات و اسکاتمای خاص خودش مطلبی را آپ می کند . آنجا گفتم که بعد از گذشت دوسال واندی و آشنایی با وبلاگ های متفاوت به این نتیجه رسیدم که

بعضی لیلی اند و بعضی مجنون !

بعضی شاعرند وبعضی دلخون !

بعضی مرفهان بی دردند وبعضی دردمندان بی رگ !

بعضی رهشان به ترکستان است و بعضی هپروتستان !

بعضی در آسمان ها وفضا سیر می کند وبعضی در اعماق زمین !

بعضی .... بعضی ....

افرادی هم هستند که زبان از بازگو کردن عکس ها ، فیلم هایشان و... الکن است .

چرا اینگونه است؟!

چون مطالب آنها براساس فضای فکری خاص آن هاست، وعالمی که درآن سیر می کند ، وهمچنین براساس رشد ونمو و تربیت در فرهنگ های مخصوص آنهاست .

حالا بعد از این همه مقدمه چینی بروم به سر اصل مطلب :

چون ما قصد داریم یک پرواز عاشقانه و از اعماق دل به سوی او کنیم باید براساس یک فضای فکری مشترک که خاص سایت و گروه است گام برداریم و دل به آسمان سپاریم ...

ادامه دارد ...

ببخشید که سرتان به درد آوردم

منتظر ادامه ی نوشته باشید (من نیز منتظر نظرات کارساز شما هستم)

 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 82