.
                        
منوی اصلی
لینکهای سریع
دیگر بخشها
بخش کاربری
مطالب سایت
بخش خبری
امکانات سایت
نظرها
زن زیباست
میلاد نــــــــور مبارک
تنهایی
عاشقان عیدتان مبارک
چشمان ليلي
ويژه
میلاد نور مبارک
نهم ربیع
ويژه ي روز جمعه
هفته وحدت گرامی باد
اولین روز دبستان بازگرد
زندگی زیباست ...
نامه پیرزن به خدا
بازخواهی گشت(پارادایم)
منتظرت میمانم(پارادایم)
نهم ربیع(پارادایم)
هدیه(پارادایم)
زندگی زیباست(پارادایم)
روز جمعه.(پارادایم)
دلتنگ

منوي مدير
   
   
 
دینی: سوزاندن و سنگباران کعبه
نگارش یافته توسط kazemi_110  
جمعه، 30 بهمن ماه ، 1388

حصين بن نمير كعبه معظمه را در سوّم ربيع الاوّل سال 64 هجرى قمرى سنگ باران كرد و سوزانيد.
يزيد بن معاويه براى مسلم بن عقبه نوشت: هر گاه از مدينه فارق شدى به جانب مكه معظمه برو و به قلع عبداللّه بن زبير بپرداز. چون مسلم از قتل و غارت اهل مدينه فارغ گرديد، به قصد قتل عبداللّه و خراب كردن خانه خدا عازم مكه شد، در راه آثار مرگ را در خود مشاهده كرد، حصين بن نمير ملعون را خواند. و به امر يزيد سردارى لشكر را به او داد و گفت: ملاحظه نكنى كه خانه خداست، امر يزيد از آن بالاتر است.
منجنيق ها را نصب كرده و از خرابى خانه خدا و قتل خويشان پيغمبر(صلى الله عليه وآله) پرهيز مكن. وى پس از اين سخنان به درك واصل شد.
حصين با لشكر شام وارد مكه گرديد و منجنيق ها را به كوه ابوقبيس و اطراف مكه نصب كردند و با آنها آتش و سنگ مى انداختند كه به واسطه اين امر درهاى كعبه و مسجدالحرام سوخته شد.
(1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1-حوادث الايّام، صفحه 78.

جمعه، 30 بهمن ماه ، 1388 نظرات
ادامه مطلب
 
دینی: اخر ماه صفر
نگارش یافته توسط kazemi_110  
دوشنبه، 26 بهمن ماه ، 1388

هجرت پیامبر از مکه به مدینه

مردم مدينه در سال سيزدهم بعثت با حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) در مكه بيعت نمودند تا حضرت به مدينه مهاجرت كنند و عهد كردند كه در مدينه از حضرت همچون جان خود محافظت نمايند. چون اين معاهده صورت گرفت مردم مدينه به وطن خويش بازگشتند.

كفار قريش كه از پيمان آنها با پيامبر(صلى الله عليه وآله) با خبر شدند بر كينه آنها افزود، لذا قرار گذاشتند كه از هر قبيله، مردى دلاور انتخاب كرده و با هم پيامبر(صلى الله عليه وآله) را به قتل برسانند تا خون بهايش در بين قبائل پراكنده گردد، و عشيره پيامبر(صلى الله عليه وآله) قدرت مقابله با قاتل حضرت را نداشته باشند.
اين جماعت شب اوّل ربيع الاوّل در اطراف خانه پيامبر(صلى الله عليه وآله) جمع شدند و قرار گذاشتند كه وقتى پيامبر(صلى الله عليه وآله) به رختخواب رفت بر بالين وى حاضر شوند و او را به قتل برسانند.
خداوند متعال موضوع را به پيامبر(صلى الله عليه وآله) اطلاع داد و آيه شريفه (إذْ يَمكُر بِكَ الَّذينَ كَفَروا ليُثبِتوكَ أوُ يَقتُلوكَ أوُ يُخرِجوكَ و يَمكُرونَ وَ يمكُرُ اللّهُ و اللّهُ خَيرُ الماكِرينَ)(1) نازل شد، و پيامبر(صلى الله عليه وآله) مأمور گشت تا على(عليه السلام) را به جاى خود در بستر گذارد و از مكه خارج شود.
پيامبر(صلى الله عليه وآله) به على(عليه السلام) فرمود: خداوند امر كرده در جاى من بخوابى و من خارج شوم. على(عليه السلام)
عرض كرد: يا رسول اللّه اگر من در جاى شما بخوابم شما نجات مى يابيد؟ فرمود: بلى. در اين هنگام على(عليه السلام) عرض كرد: اَلْحَمْدُ لِلّهَ الَّذى جَعَلَ نَفْسى وَقاءً لِنَفْسِ رَسُول الْلّه و سجده شكر به جا آورد. رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) او را در بر گرفت و بسيار گريست. در اين هنگام جبرئيل نازل شد و دست رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) را گرفت و از خانه بيرون برد. پيامبر(صلى الله عليه وآله)آيه شريفه (وَ جَعَلْنا مِنْ بَينِ أيديهِمْ سَدّاً وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَيناهُمْ فَهُمْ لايُبْصِروُن) را تلاوت نمود و از خانه خارج شد. سپس به غار ثور تشريف برد و سه روز در آنجا ماند، در روز چهارم به سوى مدينه حركت نمود و در دوازدهم ربيع الاوّل وارد مدينه شد.(2)

دفن نمودن پیامبر (ص)

در نيمه شب اول ربيع الاول سال 11 هجرى قمرى، اميرالمؤمنين على بن ابيطالب(عليه السلام)بدن مطهر خاتم الانبياء و المرسلين(صلى الله عليه وآله) را دفن نمودند.
هنگام رحلت پيامبر(صلى الله عليه وآله) مغيره، خطاب به ابوبكر و عمر گفت: اگر بعداً با مردم كارى داريد آنها را دريابيد. لذا ابو بكر و عمر هنگام دفن پيامبر(صلى الله عليه وآله) حاضر نبودند، بلكه ميان ديگران بودند و در سقيفه براى خود امير انتخاب مى كردند، و قبل از آنكه كنار بدن حضرت حاضر شوند، بدن مطهر دفن شد.
عبداللّه بن حسن مى گويد: به خدا قسم ابوبكر و عمر بر پيامبر(صلى الله عليه وآله) نماز نخواندند، با توجه به اينكه سه روز بدن مبارك پيامبر(صلى الله عليه وآله) دفن نشد، ولى اهل سقيفه مشغول كار خود بودند.
مصيبت و فاجعه رحلت پيامبر(صلى الله عليه وآله) از يك طرف و بى احترامى به آن حضرت و توجه نداشتن مردم به غسل و كفن حضرت از طرف ديگر، داغهايى بود كه بر دل مبارك اميرالمؤمنين(عليه السلام) سنگينى مى كرد. چنانچه با ياد تلخ آن روزها فرموده اند: «آيا بدن شريف پيامبر(صلى الله عليه وآله) را رها مى كردم و او را دفن ننموده، براى خلافت و سلطنت بعد از او نزاع مى كردم»؟(3)

هجوم به خانه امیر المومنین علی (ع)

هنگامى كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) متوجه غسل و كفن پيامبر(صلى الله عليه وآله) شد وغاصبين خلافت در سقيفه بودند، در شب چهارم كه اول ربيع الاول بود بدن مبارك آن حضرت را دفن فرمود، و طبق وصيت پيامبر(صلى الله عليه وآله) متوجه جمع آورى قرآن شد. آن حضرت فرموده بودند:« على جان، تا سه روز از خانه خارج مشو و قرآن را جمع آورى كن...».
در اين ايام، سه بار به منزل آن حضرت هجوم آورده اند: بار اول در روز اول ربيع بود كه براى بيعت آمدند و آن حضرت فرمود: قسم ياد كرده ام كه تا جمع قرآن تمام نشود از خانه بيرون نيايم، سپس آنان باز گشتند. پس از آن اميرالمؤمنين(عليه السلام) شبها صديقه طاهره و حسنين(عليه السلام)را بر درِ منزل اصحاب مى بردند و طلب يارى مى نمودند.
بار دوم هفت روز بعد از دفن پيامبر(صلى الله عليه وآله) بود كه زبير و عده اى ديگر در منزل اميرالمؤمنين(عليه السلام) جمع شده بودند.
بار سوم به منزل حضرت هجوم آوردند، و پس از آتش زدن دربِ منزل و ضرب و جرح حضرت صديقه طاهره(عليها السلام) و كشتن حضرت محسن(عليه السلام)، اميرالمؤمنين(عليه السلام) را با دست بسته بيرون بردند.(4)
مسموم نمودن امام حسن عسگری(ع)
امام حسن عسكرى(عليه السلام) را در سال 260 هجرى قمرى در چنين روزى مسموم نمودند.(5).

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ.


انفال، آيه 30.1-
2-حوادث الايّام، صفحه 77.

3-تقويم شيعه، صفحه 71

4-تقويم شيعه، صفحه 73

5-حوادث الايّام، صفحه77
دوشنبه، 26 بهمن ماه ، 1388 نظرات
ادامه مطلب
 
دینی: اربعین حسینی
نگارش یافته توسط kazemi_110  
جمعه، 16 بهمن ماه ، 1388

ورود اهل بیت به کربلا

يزيد وقتى هشيارى مردم شام و آثار كراهت نسبت به خود را در چهره آنان ديد، اهل بيت عصمت(عليهم السلام) را طلبيد و تظاهر به مهربانى با آنان نمود و خود را از قتل امام(عليه السلام) تبرئه مى كرد.

ايشان را در ميان ماندن در شام و برگشتن به مدينه مخير گردانيد، اهل بيت(عليهم السلام)مراجعت به مدينه را انتخاب كردند و گفتند: بگذار براى كشته شد گانمان عزا دارى كنيم يزيد گفت: آنچه مى خواهيد انجام دهيد. اهل بيت(عليهم السلام) جامه هاى سياه پوشيدند و زنان هاشميه و قرشيه و زن هاى شام دسته دسته با لباس ماتم ناله و شيون كنان به تعزيت آمدند. مرثيه خوان آن مجلس با شكوه ام كلثوم دختر حضرت على(عليه السلام) بود.
يزيد، نعمان بشير را خواست و گفت مهياى سفر باش و براى اين زنان هرچه لازم است مهيا كن و از اهل شام مردى را كه به امانت و ديانت موسوم است با جمعى از لشكر به جهت حفظ اهل بيت(عليهم السلام) در خدمت ايشان بگمار و به مدينه حركت ده، نعمان نيز چنين كرد.
خاندان عصمت(عليهم السلام) موقعى كه از مدينه كوچ داده مى شدند به عراق رسيدند به راهنما گفتند: ما را از كربلا ببر او نيز قبول كرد، چون به قبر پاك حضرت امام حسين(عليه السلام) و ساير شهداء رسيدند، ديدند جابر نيز با جماعتى از طايفه بنى هاشم و مردانى از آل پيامبر(صلى الله عليه وآله) به زيارت آمده اند.
در ورود اهل بيت(عليهم السلام) به كربلا چند قول است: سال 61 هجرى قمرى (سال اول)، سال 62 هجرى قمرى، سال 61 هجرى قمرى ولى روز بيستم نبوده است.
(1)

ملحق شدن راس امام حسین(ع) به بدن مطهر

بنابر قول سيد رضى(رحمه الله) رأس شريف امام حسين(عليه السلام) توسط امام زين العابدين(عليه السلام) از شام به كربلا آورده شد و به بدن مطهر آن حضرت ملحق گرديد.(2)

زیارت جابر از کربلا

در بيستم صفر سال 61 هجرى قمرى جناب جابر بن عبداللّه انصارى و همراهانش قريب به چهل روز بعد از شهادت امام حسين(عليه السلام) از مدينه به كربلا وارد شدند.او به همراه عطيه قبر حبيبش سيد الشهداء(عليه السلام) را زيارت كرد.(3)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- حوادث الايام، صفحه 66.

2-تقويم شيعه، صفحه 56.

3-تقويم شيعه، صفحه 56.

جمعه، 16 بهمن ماه ، 1388 نظرات
ادامه مطلب
 
دینی: بنيانگذاران ظلم و ستم بر اهل بيت (ع)
نگارش یافته توسط tahagool  
شنبه، 10 بهمن ماه ، 1388

نفرين خداوند سبحان بر گروهي که ستم و ظلم بر خاندان پيامبر (ص) را بنيان نهادند .


 


بي شک حوادث سال 61 هجري و حماسه ي خونين کربلا را نميتوان بدون در نظر گرفتن حوادث نيم قرن پس از رحلت پيامبر گرامي اسلام (ص) تجزيه و تحليل کرد . سلسله حوادثي که در ايام حاکميت آن حضرت و تشکيل حکومت اسلامي اتفاق افتاد و سبب حقد  و کينه ي برخي از اصحاب آن حضرت نسبت به بعضي ديگر شد ، منبع اصلي تحقيق است .


از روز آغاز دعوت رسمي پيامبر اکرم (ص) در جمع سران قريش و خويشاوندان ، سکه ي وزارت و خلافت به نام نامي علي (ع) زده شد . در مقاطع گوناگون ، آن بزرگ مرد وصي ، وزير ، خليفه و جانشين پيامبر معرفي شد تا سرانجام در حجة الوداع و هنگام برگشتن از مکه به مدينه ، دستور سرنوشت ساز از سوي خداوند سبحان فرود آمد که :


(( اي پيامبر ! فرمان فرود آمده از سوي پروردگارت را بر مردم بيان کن ، وگرنه رسالت خطيرت را به فرجام نرسانده اي و مطمئن باش که خدا تو را در برابر تمامي خطرهاي سياسي _ اجتماعي حفظ ميکند . زيرا خداوند فکر و نقشه کافران را به نتيجه نمي رساند و آنها را براي رسيدن به اهدافشان هدايت نميکند . ))


و ولايت و رهبري مسلمانان ، پس از پيامبر (ص) براي ابر مرد تاريخ ، علي (ع) به صورت رسمي و قانوني اعلام شد .


وقتي کفار و مشرکان مکه پس از گرد هم آيي (( يوم الانذار )) به ابوطالب گفتند : (( اي ابوطالب ! کار تو به جايي رسيد که پسرت والي و حاکم بر تو شد )) ؛ مسلمان نماهاي حاضر در صحنه ي غدير نيز آن را تکرار کردند ، به گونه اي که به پيامبر (ص) اعتراض کردند و در خواست بارش سنگ از آسمان کردند ، تا به حيات آنها خاتمه دهد و شاهد ولايت و زعامت علي (ع) و فرزندانش (ع) نباشند .


بعضي نيز در کمال محافظه کاري و حفظ ظاهر ، به آن حضرت تبريک و شادباش گفتند ، ولي در دل آتش کينه ي او را پنهان کردند و پس از بازگشت از مکه ، به فکر توطئه ي ترور و قتل پيامبر (ص) افتادندکه خداوند سبحان نقشه ي آنها را نقش بر آب کرده و آنها را رسوا ساخت.


پيامبر اسلام که در آخرين لحظات عمر شريف خود سپاه اسامة بن زيد را براي حرکت به طرف روم تجهيز و سازمان دهي کرد و به همه ي مردم دستور داد که او را همراهي کنند و متخلفان از آن سپاه را لعنت فرستاد ، شماري به ظاهر مسلمان از دستو آشکار و روشن پيامبر (ص) سرپيچي کرده و به بهانه ي خبر گيري از حال جسماني آن حضرت ، از جهاد برگشتند و در مدينه ماندند تا شاهد مرگ پيامبر (ص) بوده و مهار قدرت را به دست گيرند و نگذارند ولايت امر مسلمانان به کسي برسد که بارها و بارها پيامبر (ص) او را به وصايت و امامت پس از خودش معرفي کرده بود .


سرانجام ، شد آنچه نبايد مي شد و در خانه اي که پناهگاه مرجع علمي و عملي مردم بود ، بسته شد و درهاي فتنه بر روي مردم گشوده گرديد و از اينجا نطفه ي ستم بر اهل بيت رسالت منعقد شده و پايه و اساس آن چيده شد .


تا در بيت الحرم از آتش بيگانه سوخت


                                              کعبه ويران شد ، حرم از سوز صاحب خانه سوخت


آه از آن پيمان شکن ، کز کينه ي خم غدير


                                              آتشي افروخت ، تا هم خم و هم خم خانه سوخت


آري ! اگر در خانه ي علي (ع) را نمي سوزاندند ، آتش به خيمه هاي امام حسين (ع) زده نمي شد ، اگر به صورت و بازوي زهراي مرضيه (ع) سيلي و تازيانه نميزدند ، صورت و بازوان زينب و ام کلثوم و سکينه . . . تازيانه نميخورد ، اگر به دستان علي (ع) ريسمان نمي بستند و او را پيش طاغوت زمانش با سر و پاي برهنه براي بيعت حاضر نمي کردند ، زنجير به دستان و گردن امام سجاد (ع) انداخته نمي شد و در مجلس طاغوت زمان ، يزيد ملعون با آن وضع رقت بار حاضر نمي شد و به هر حال اگر شمشير بر فرق مبارک علي (ع) نمي زدند و او را در محراب عبادت شهيد نمي کردند و مردم تماشاگر نبودند ، امام حسين (ع) نيز به هنگام نماز ،‏مورد هجوم و تير باران سپاه جهل و ظلمت کوفه واقع نمي شد و سرش از بدنش جدا نمي گشت .


بدين جهت امام صادق (ع) فرمود :


(( سخت ترين حادثه براي خاندان پيامبر  (ص) روز عاشوراست ، گرچه روزي که به در خانه ي علي و فاطمه و فرزندان آن دو آتش زدند و بر اثر ضربه ي پا و لگد کوب شدن ، محسن کشته شد ، روز بسيار تلخ و غمباري بود ؛ زيرا در آن روز پايه ي ستم بر اهل بيت استوار گرديد.))


 


پس لعنت و نفرين ابدي خداوند بر آنهايي که پايه ي ظلم و ستم بر خاندان نبوت (ع) را نهادند و حريم ايشان را شکستند ، افرادي که مقام و موقعيت خداداي اهل بيت (ع) را ناديده گرفته و جاهلان و نابخردان را به جاي آنان نشاندند و همين سنت زشت پيش درآمد سلطنت امويان گرديد؛ وگرنه با اقتدار و حاکميت خاندان طيب و طاهر پيامبر اکرم (ص) امويان مشرک و کافر توان انجام هيچ کاري را نداشتند .

شنبه، 10 بهمن ماه ، 1388 نظرات
ادامه مطلب
 
دینی: جهاد خاص امام حسین (ع)
نگارش یافته توسط tahagool  
دوشنبه، 5 بهمن ماه ، 1388

در زيارت جامعه كبيره آمده است : شما ائمه دين ، در راه خدا جهاد كرديد و حق جهاد را به انجام رسانديد.
در زيارت امام حسين عليه السلام بخصوص آمده است : شهادت مى دهم كه تو (اى حسين) در راه خدا جهاد كردى و حق جهاد را به جا آوردى. بله امام مامور به جهاد مخصوصى شد كه به هيچ كس قبل از ايشان چنان تكليف نشده بود ، كه خصوصيات آن از اين قبيل است :

1 - جهاد در ابتداى امر ، يك به ده بود ، نه اينكه يك نفر با بيشتر از ده نفر جهاد كند. سپس خداوند در اين حكم تخفيف داد و شرط وجوب جهاد را يكى به دو نفر مقرر فرمود ، اما خداوند براى امام حسين عليه السلام مقابله يك نفر را ، با سى هزار يا بيشتر مقرر فرمود.
2 - جهاد بر كودكان و سالخوردگان واجب نيست ، اما در واقعه كربلا بر كودكان مانند قاسم و فرزند آن پيرزن و حتى بر كودكى چون عبدالله بن الحسن و پير سالخورده اى مانند حبيب بن مظاهر جايز گرديد.
3 - در جهاد بايد ظن و گمان بر كشته شدن نباشد ، اما امام عليه السلام به قتل خود و اصحابش علم داشت ، و به اصحاب فرمود : گواهى مى دهم كه همه شما كشته مى شويد و بجز فرزندم على كسى نجات پيدا نمى كند.

دشمنان امام در جنگ با آن حضرت احكام جنگ را هم رعايت نكردند كه در اين باره موارد بسيارى است ؛ از جمله :
الف) جنگ در ماه هاى حرام ممنوع است ، اما آنها رعايت نكردند و در ماه حرام با امام حسين عليه السلام جنگيدند.
ب) در جنگ نبايد كودكان و زنان كشته شوند ؛ ولى آنان كودكان را كشتند ، حتى آن كودك شيرخوار را هم وقتى كه امام از آنها براى او آب خواست ، به شهادت رساندند.
ج) مزارع را نبايد سوزاند ، ولى دشمنان امام تعدادى از خيمه هاى اهل بيت آن حضرت را در زمانى كه هنوز امام زنده بود به آتش كشيدند و قصد داشتند خيمه ها را اهلش بسوزانند و بعد از شهادت آن حضرت خيمه ها را به آتش كشيدند.
د) در صورتى كه جنگ تن به تن شرط باشد - ولو با كفار - نبايد به يك باره هجوم صورت پذيرد.
ه) نبرد را قبل از ظهر آغاز نكنند ، بلكه عصر آغاز نمايند تا اينكه كشتار به طول نينجامد و شب بين آنها حايل گردد.
و) نبايد سرى از معركه خارج شود ، اگر چه بريدن سر كافر و چرخاندن آن در صحنه نبرد جايز است ، اما نبايد از ميدان جنگ به مكان ديگرى برده شود ، حتى اگر كافر باشد.
ز) مقتول صاحب نام و بزرگى را نبايد عريان كرد ، حضرت على عليه السلام وقتى عمروبن عبدود را به قتل رساند - با اينكه او تجسم تمام كفر بود - تكه اى از لباس او را بيرون نياورد ، حتى زره او را كه اولا لباس محسوب نمى شود و ثانيا بى نظير بوده است ، از تنش بيرون نياورد. وقتى به على عليه السلام پيشنهاد آن كار شد ، فرمود : او بزرگ قوم خودش است ، دوست ندارم حرمتش هتك شود. به همين خاطر وقتى خواهرش آمد و ملاحظه كرد كه بدن برادرش را لخت نكرده اند و دانست كه قاتل برادرش حريف بزرگوار و شخص جليل القدرى چون على عليه السلام بوده است ، خوشحال شد و گفت : اگر قاتل تو غير از على بود، تا ابد گريه مى كردم.
ح) حتى اگر مقتول از كفار هم باشد ، مثله كردن او جايز نيست. على عليه السلام حتى از مثله كردن شقى ترين شخص روى زمين از اول خلقت تا آخر آن ، يعنى ابن ملجم نهى فرمود و گفت : اگر من از دنيا رفتم او را مثله نكنيد.
اين حكم نزد كفار و بت پرستان در دوران جاهليت حتى درباره مسلمانانى كه با آنان مى جنگيدند ، نيز وجود داشته و امرى ثابت بوده است. به عنوان مثال وقتى ابوسفيان در جنگ احد بر سر جنازه شهداى مسلمان آمد و جسد حمزه را ديد بالاى سرش حاضر شد ، نيزه را بر دهان آن حضرت نهاد و او را شماتت كرد و گفت : اين سزاى تو است ، اما چون ملاحظه كرد كه انگشتان او را بريده اند و شكمش را پاره پاره كرده و جگرش را بيرون آورده اند ، با صداى بلند فرياد زد : اى پيروان محمد در ميان كشتگان شما شخصى است كه مثله كرده است ، به خدا سوگند من چنين دستورى ندادم و به آن راضى نبودم. اما پسر معاويه به پسر سعد نوشت : وقتى حسين را كشتى ، بدن او را زير سم اسب ها قرار بده ، مى دانم كه بعد از مرگ ديگر به ما آسيبى نمى رساند ، اما من به اين گفته خود پايبند هستم كه هر گاه حسين را بكشم با او اين معامله را خواهم كرد.
ط) نبايد زنان و كودكان اسير حتى از كفار را بر كشته هاى آنان عبور داد ، به همين خاطر پيامبر (ص) وقتى بلال ، صفيه اسير را بر كشتگان يهود عبور داد و بدنش شروع به لرزيدن كرد ، او را مورد عتاب قرار داد. اما اين مصيبت بزرگ بر اسيران آل محمد وارد شد و نه تنها آنها را از كنار شهيدان آغشته به خون عبور دادند ، بلكه آنها را همراه كشتگان حركت دادند ؛ آن هم مدتى طولانى بيش از يك ماه و در حالى كه سرهاى شهيدان در معرض ديدشان قرار داشت.
ى) در صورتى كه زنان اسير از كفار ، از دختران و بزرگان و سلاطين باشند ، نبايد آنها را در بازار به معرض فروش گذاشت و آنان را به مجالس برد و چهره هاى آنها را مانند ديگر زنان كافر ، عريان به ديگران نشان داد ؛ اما در روايتى از امام باقر عليه السلام ديدم كه فرمود :
وقتى اسيران ما را به شام آوردند صورت هاى آنان آشكار بود و شاميان گفتند ما اسيرانى به اين زيبايى نديده ايم و در مجلس يزيد آن شامى گفت : يزيد ! اين دختر اسير را به من ببخش.

منبع : کتاب خصائص الخصیصه

دوشنبه، 5 بهمن ماه ، 1388 نظرات
ادامه مطلب
 
 
عضويت سريع
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 
آمار کاربران
لینکدونی سایت

بزرگترين وبلاگ تخصصي محرم وامام حسين(ع)

مستي هاي شبانه (anita)

ماجراهاي فريد و دوستان(f1371)

بهار نارنج(kazemi_110)

آرزوهای سرگردان(sogand)

به نام او که مهربان تر از مادر است(parvaz)

سلام خدا(Reyhaneh)

تبسم خدا(taranom)

ریزش برگ(rizeshbarg)

هر چقدر تنها شویم بازهم خدا هست(Masomeh)

رز آبی (blue-roses)

بسم الله الرحمن الرحیم(erfan-hezaveh )

پرتوی از روشنایی شب(fani_m1 )

در انتظار یار(zelzal12)

خدا و عشق(paradaim)

نیلوفرانه(negar6189)

کیمیا(kimiablog)

نغمه های ساکت(oulduz)

بارانی(saraxray)

خدايا آن نيستم كه بايد...آنم کن(tayer)

دختر آسمانی (baran)

دلتنگ مهدی عج (deltang)

خلوت مستان (sreza)

باغ بهاری (yasesefid)


حدیث
موزیک آنلاین
نظرسنجی
چقدر برای نعمتهایی که داریم شاکریم؟

زیاد
کم و بیش
گاهی اگر به یادمان بیاید
همیشه فراموش می کنیم



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 4
نظرات : 0

Design:ApplelqqA@gmail.com